سلام دوستان
آلبوم ساعت تاریک کم کم داره آماده میشه . به همتون این مژده رو میدم که قراره با یه ژانر تازه از رپ آشنا بشید . تمام آهنگ های این آلبوم در موضوعات خاص هستش . سعی کردم تا اونجا که ممکنه موضوعات نو باشن یا حد اقل از یه زاویه ی جدید بازگو بشن .
سبک متنها هم کاملاً متفاوت از رپ معمول یا به اصطلاح رپ خیابونیه . به نظرم میشه اسم رپ فاخر رو روش گذاشت . چون توی بعضی از آهنگها از حد یه آهنگ رپ فراتر رفته و جزو ادبیات شده . مثل آهنگ اصلی آلبوم یا همون ساعت تاریک که برگرفته از یکی از داستان کوتاهه . ( البته نویسنده ی اون داستان کوتاه هم خودمم ! بعدا حرف در نیارین بگین از جایی کپی زده ها ! )
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 10:14  توسط بابک
|
راجع به متن زیر می تونید هر چقدر دلتون خواست تحقیق کنید . چون سایت معتبریه و کلی کاربر تو سطح دنیا داره. ( فرتی مخت نره سمت گلد کوئست ) این سایت واقعا پول میده . یه سایت تبلیغاتی معتبره که اگه براش بازدید کننده بفرستین به شما پورسانت میده ... ( نه خیر ! هرمی هم نیست . این تلویزیون همه رو جوری ترسونده که از ریسمون سیاه و سفید هم می ترسن ) البته من خودم هم اولش یه خرده شک کردم . ولی وقتی قرار نیست هزینه ای بدین ، پس نگران چی هستین ؟شما چیزی نمی دین که از بعدا از دستش بدید . پس هر چه زود تر تو این سایت استخدام بشید . ( درست شنیدین یا بهتره بگم خوندین ... استخدام بشید . چون حقوق دریافت می کنید از کلمه عضویت استفاده نمی کنم ) پس از این لینک استخدام بشید:
0------ o------ Green Horse Company
اینم یه فایل متنی هستش که تمام راهنماییهای لازم رو ( به زبان شیرین فارسی ) توش پیدا می کنید :
فایل راهنما
+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 20:17  توسط بابک
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
کسایی که به تبادل لینک علاقمندند لطفاً آدرس وبلاگ رو لینک کنن بعد تو قسمت نظرات بگن تا منم لینکشون کنم. تقریباً بلافاصله اینکارو می کنم چون اکثراً آنلاین هستم و سر می زنم .
با تشکر .
+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 14:8  توسط بابک
|
قصد دارم یه مجموعه مقاله در مورد سبک رپ بنویسم . هم
به درد عشاق سینه چاک رپ می خوره ، هم اونایی که به جز اسمش چیز دیگه ای در موردش
نمی دونن . سعی می کنم تا اونجا که میشه
تالیفی باشه . ولی خوب کسب اطلاعات از جاهای دیگه اجتناب ناپذیره . با این حال اسم
منابع رو هم میارم . در ضمن مقاله رو به صورت عامیانه و خودمونی می نویسم تا حس
خوندن یه کتاب قطور خنک بهتون دست نده . اینجوری حوصلتون هم سر نمیره .
تو هر مقاله یه بخشی از این سبک رو بررسی می کنیم .
داستان رپ
رپ ( البته نه
فرهنگ خاصش ... اینجا فقط صبحت از موسیقی رپه ! ) نوعی از موسیقیه که بر میگرده به
حدود سی سال پیش . این سبک حوالی دهه ی 80 تا 90 میلادی از میون موسیقی سیاه پوستای
فقیر متولد شد که در واقع یه نوع موسیقی اعتراضآمیز خیابانی است . که در آغاز با
نگاهی پوپولیستی همراه بود . ( قرار شد عامیانه باشه! پوپولیسم آموزه و فلسفهایه که در طرفداری از حقوق
و علایق مردم عامه در برابر گروه نابغه و نخبه به وجود اومده . ) در اون زمان به
خاطر جو خفیج ( خفن و فجیع ) نژاد پرستی موجود در کشورای غربی سیاه پوستا شرایط
بدی داشتند . خیلی از حقوقشون رعایت نمی شد و تو فقر زندگی می کردن . ( البته
پولدار هم بوده ولی استثنا بوده )
اونا دنبال یه
راهی می گشتن تا از حقوق از دست رفتشون دفاع کنن . باید یه جوری حرفشون رو به مردم
بزنن . پس برای این راه اول لازم بود تا مردم به حرفهاشون گوش بدن . اونا هم برای
رفع این نیاز مهم - طبق ضرب المثل معروف نیاز مادر اختراعاته - سبک رپ رو اختراع کردن .
اما اون رپ کجا و
رپ الان کجا . آهنگهایی که اونا می ساختند اصلا قابل مقایسه با آهنگهای الان نیست
. البته ریتم اصلی آهنگها تا حالا هم حفظ شده . اما آهنگی رو که اون موقع روش می
خوندند رو نمیشه اصلاً آهنگ نامید ! ...
اون آهنگ در واقع سر
و صداهایی بوده که از یه سری وسایل عجیب و غریب در می آوردن . ( هر چیزی که ازش
صدا در بیاد ! ... از در سطل آشغال گرفته تا دو تا تیکه چوب !) البته به صورت
ریتمیک . برای همین شکل کلی آهنگهای رپ حالت ساده ای داره .
خواننده های
اونموقع هم اشعار ضعیفی رو که خودشون و
برای اعتراض به اون وضع نوشته بودند می خوندن . در حقیقت متنهایی که با یه کلمه ای
شبیه قافیه تموم می شدن . دلیل این امر هم عامی بودن و نداشتند تحصیلات درست و
حسابی بین این قشر از جامعه بوده .
یه نفر هم مشغول
رقصیدن میشده . ( مسلماً بندری نمی رقصیدن ! ) اسم این نوع خاص رقص که بعدها شاید
بیشتر از خود این سبک معروف شد رقص شکسته یا break
dance بود . همین الان
اگه از بابا ماماناتون بپرسین می بینین که همشون اسمشو شنیدن . چون یه زمانی تو
ایران هم خیلی مد شد . به هر حال این رقص هم برای تکمیل شدن کارشون بود (جلب توجه
بیشتر ) ...
خوب قسمت اول همین
جا به پایان رسید . ادامه ی داستان رو تو قسمت بعدی بخونید ...
در ضمن نظر هم بدید ... راهنمایی هم بکنید . اگه اطلاعاتی دارین که فکر می کنین به درد این مقاله می خوره ممنون میشم که کمک کنین .
فعلاً ...
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 17:10  توسط بابک
|
واسه شروع یکی از شعرهام رو میذارم . امیدوارم خوشتون بیاد . اسمش هست :
او نمی داند خدایا
می روم هر دم به سویش او نمی داند خدایا*****می شوم مجنون کویش او نمی داند خدایا
بی خیالی او زما در هر زمانی من ولی کن*******هر زمان در جستجویش او نمی داند خدایا
گوشه چشمی گر کند در من ،ز شادی مست گردم***خود ز خود بی خود زه بویش او نمی داند خدایا
گرنوازد گر براند گر ز تن سر بیستان************من شوم تسلیم خویش او نمی داند خدایا
نرگسانش چون سبویی مست گرداند هری کس*****من خرابم از سبویش او نمی داند خدایا
زندگانی از چه رو باید اگر دلبر نباشد*************زنده نیم جز به بویش او نمی داند خدایا
آبشارش جلوه گاهی از شکوه آفرینش************من اسیر خم مویش او نمی داند خدایا
در فراغش موی بابک پنبه می گردد در آخر**********عمر من تقدیم رویش او نمی داند خدایا
تقدیم به همه ی اونایی که کسی رو از ته دل دوست دارن ... ولی اون نمی دونه ...
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 14:45  توسط بابک
|
بالاخره بعد از مدتها اومدم تا وبلاگ رو آپ کنم . اونم به صورت روزانه . فقط لطفا شما هم نظر یادتون نره . ممنون میشم .
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:30  توسط بابک
|